
شاعر: سید حمیدرضا برقعی ۲۳ فروردین ۱۳۹۱ | ۳۰۹۳۰ | ۳۰عصر یک جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسمكه چرا عشق به انساننرسیده است؟چرا آب به گلدان نرسیده است؟چرا لحظه ی باران نرسیده است؟و هر كس كه در این خشكی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده استو غم عشق به پایان نرسیده است.بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید، بنویسد: كه هنوزم كه هنوز است چرا یوسف گمگشته به كنعان نرسیده است؟چرا كلبه ی احزان به گلستان نرسیده است؟دل عشق ترك خورد، گل زخم نمك خورد،زمین مُرد، زم...
ادامه مطلب